روشاروشا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

شاهزاده خانوم روشا

روشا در نیم سالگی

سلام دوستان امروز فرشته ی ما نیم سالش شد، شش ماه از زندگی گرانبهای دخترمون سپری شد و ما داریم لحظه لحظه های بزرگ شدنش رو با جون و دل حس میکنیم، هیچ نعمتی برای من و همسرم ازاین با ارزش تر نیست. دوستش داریم، عاشقشیم و براش آرزوی سعادت میکنیم. دلمون میخواست براش تولد بگیریم ولی دیدیم بهتره تا یک سالگیش صبر کنیم تا خودشم از تولدش لذت ببره برای همین فقط ازش عکس گرفتیم البته این کار هر روزمونه. شاد باشید -  بابای نی نی   ...
20 مهر 1391

سیب خوردن روشا

سلام دوستان دیشب من و مامان روشا داشتیم سیب میخوردیم دیدیم این بچه چشم از سیبا برنمیداره از گلومون پایین نرفت آخر مجبور شدیم یه سیب دادیم دستش، طبق معمول این سن که همه چیز رو میکنن تو دهنشون سریع سیب رو کرد تو دهنش البته قبلا بهش سیب داده بودم تا مزه مزه کنه اما تا حالا اینطوری سیب دستش نگرفته بود. شاد باشید -  بابای نی نی     ...
20 مهر 1391

دمر خوابیدن روشا

سلام دوستان چند روزیه شاهزاده خانوم وقتی قل میخوره و دمر میخوابه زمان زیادی میتونه سرش رو بالا نگه داره و کمتر خسته میشه، چند سانتی هم میتونه جلو بره، این لحظات شیرین رو از یاد نمیبریم. خداوند پشت و پناهش باشه در همه لحظات زندگیش. شاد باشید -  بابای نی نی ...
19 مهر 1391

دختره یا پسره

سلام دوستان هرجا میریم ازمون میپرسن این آقا کوچولو اسمش چیه؟  بابا این فرشته ی ما دختره. شاد باشید -  بابای نی نی   ...
16 مهر 1391

کالسکه سواری

سلام دوستان دیشب با شاهزاده خانوم و مامانش رفتیم تو محل خودمون برای اولین بار گردش کنیم و روشا خانوم کالسکه سواری کنه، اما اینقدر این خیابونا و کوچه ها پستی بلندی و چاله چوله داره که آدم رو خسته میکنه. شاد باشید -  بابای نی نی   ...
9 مهر 1391

هدیه های جدید روشا

سلام دوستان اینا هدیه های جدید روشاست، سوییشرت و شلوار ورزشی سوغاتی بابابزرگه که از بوشهر برای نوه ی گلشون آوردن و عروسک غورغوری هم هدیه عمو محمود، پسر عموی مامان روشاست. شاهزاده خانوم براشون یه بوس آبدار میفرسته. شاد باشید -  بابای نی نی   ...
9 مهر 1391

اولین سوپ روشا

سلام دوستان امروز شاهزاده خانوم ما برای اولین بار در زندگی سوپ خورد، غذای امشب شازده خانوم محصول مشترک من و مامان نی نی بود، سوپ ماهیچه با سبزیجات، واقعا خوشمزه شده بود... شاد باشید -  بابای نی نی   ...
5 مهر 1391

روشا و نوشابه

سلام دوستان امروز که رفته بودیم رستوران، من و مامان نی نی بعد از مدت ها داشتیم نوشابه میخوردیم هم بغل من هم بغل مامانش، روشا قوطی نوشابه رو کشید طرف خودش نی رو کرد تو دهنش و باهاش بازی کرد و گازش می گرفت، همینطور که مشغول صحبت بودیم یک مرتبه صدای مکیدن نوشابه با نی رو شنیدم، دیدم روشا داره با نی نوشابه میخوره... یک کیفی هم میکرد مگه حالا ولش میکرد. جاتون خالی بود. شاد باشید -  بابای نی نی ...
3 مهر 1391